کالبدشکافی ناترازی‌های ساختاری در اقتصاد ایران

خرداد ۱۵, ۱۴۰۵
15 بازدید

کالبدشکافی ناترازی‌های ساختاری در اقتصاد ایران
گاه‌نوشت ۷: چالش امنیت غذایی و کالاهای استراتژیک؛ از وابستگی تا محاصره
به قلم: جعفر قادری
۱. پارادوکسِ رشد تولید و تداوم وابستگی ساختاری
علیرغم اینکه پس از انقلاب اسلامی، مجموع تولیدات کشاورزی ایران از حدود ۲۵ میلیون تن به ۱۲۵ میلیون تن (رشدی ۵ برابری) رسیده است، اما این جهش کمّی نتوانسته «امنیت غذایی پایدار» را تضمین کند. اقتصاد کشاورزی ما با چند چالش عمیق ساختاری روبروست که ریشه در مدیریت غلط منابع و غفلت از فناوری‌های نوین دارد:
– وابستگی در حلقه‌های استراتژیک و سبد کالایی: بخش بزرگی از سبد کالاهای اساسی شامل دانه‌های روغنی و به ویژه «نهاده‌های دامی» (کنجاله، ذرت و…) همچنان وابسته به واردات است. این یعنی صنعت مرغداری و دامداری ما، علیرغم ظاهر داخلی‌اش، در باطن کاملاً ارزی است و شبیه یک صنعت مونتاژی عمل می‌کند؛ به گونه‌ای که با کوچک‌ترین نوسان دلار یا تحریم، سفره پروتئین مردم دچار تکانه‌های شدید می‌شود.
– تخصیص ناکارآمد منابع و غفلت از فناوری: در حالی که با بحران جدی آب روبرو هستیم، بخشی از منابع محدود آب و خاک صرف تولید محصولات پرآب‌بر یا کم‌ارزش می‌شود. متأسفانه، عدم حرکت جدی به سمت کشت‌های گلخانه‌ای و عدم بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در تولید (مانند کشت‌های هوشمند و کم‌مصرف)، باعث شده است که بهره‌وری در هر هکتار به جای افزایش، دچار کاهش شود. ما هنوز نتوانسته‌ایم معادله «آب کم، تولید زیاد» را حل کنیم.
– شکاف میان دانشگاه و مزرعه: سیستم آموزشی ما در رشته‌های کشاورزی با تورم تولید مقاله روبروست، اما این دانش به «سفره» و «مزرعه» راه پیدا نکرده است. اساتید و پژوهشگران ما عمدتاً در فضای تئوریک باقی مانده‌اند و ذینفعِ مستقیم فرآیند تولید نیستند.
– غفلت از اقتصاد دریا و آسیب‌پذیری ژئوپلیتیک: با وجود هزاران کیلومتر مرز آبی، سهم دریا در تامین پروتئین کلان کشور بسیار ناچیز است. علاوه بر اینها کشور در برابر محاصره‌های دریایی آسیب‌پذیر شده است. وقتی ۹۰ درصد تجارت خارجی و امنیت غذایی ما در گرو ورود کشتی‌ها از جنوب باشد، عدم توسعه ظرفیت‌های دریایی (صید و پرورش) در شمال و نیز عدم توسعه تجارت با کشورهای همسایه، یک آسیب استراتژیک جبران‌ناپذیر است که در زمان بحران‌های ژئوپلیتیک به راحتی علیه ما استفاده می‌شود.
۲. راهکارها و سازوکارهای پیشنهادی: گذار به مدل تاب‌آور
برای برون‌رفت از این ناترازی و مقاوم‌سازی امنیت غذایی، راهبردهای زیر پیشنهاد می‌گردد:
الف- پیوند منافع دانشگاه با تولید عملیاتی (دانش‌بنیان واقعی):
به جای سیستم ارتقای مبتنی بر مقاله، باید مدل «واگذاری زمین و امتیاز تولید به متخصصین» اجرا شود. اساتید و نخبگان کشاورزی باید در قالب شرکت‌های دانش‌بنیان، خود درگیر تولید شوند. این امر مستقیماً باعث انتقال فناوری به مزرعه و افزایش بهره‌وری در هکتار خواهد شد.
ب- چرخش راهبردی به سمت اقتصاد دریا‌محور (Blue Economy):
جایگزینی بخشی از نیاز پروتئینی کشور از طریق توسعه صید در آب‌های دور و پرورش ماهی در قفس. این اقدام فشار را از روی نهاده‌های دامی (که تولیدشان آب‌بر و وابسته به واردات است) برداشته و امنیت پروتئینی را به منابع پایدار و داخلی‌تر (دریا) گره می‌زند. همچنین، تقویت ناوگان دریایی می‌تواند تا حدی تاب‌آوری ما در برابر محاصره‌های آبی را افزایش دهد.
ج- توانمندسازی تولیدی روستاها (مدل ماهیگیری به جای ماهی):
تغییر رویکرد حمایتی دولت از «توزیع یارانه رفاهی صرف» به «حمایت از زنجیره تولید روستایی». اگر حمایت دولتی صرفِ ایجاد صنایع تبدیلی در خود روستا شود، درآمد روستایی به صورت پایدار افزایش یافته و انگیزه برای تولید کالاهای اساسی (مانند دانه‌های روغنی) تقویت می‌شود. توسعه صنایع تبدیلی نه‌تنها خام‌فروشی را متوقف می‌کند، بلکه با ایجاد ارزش افزوده، امکان صادرات محصولات لوکس برای تأمین ارز جهت واردات کالاهای استراتژیک را فراهم می‌آورد.
د- دیپلماسی غذایی و «وابستگی متقابل» منطقه‌ای (بومی‌سازی در مقیاس منطقه‌ای):
– بهره‌گیری از کشت‌های فراسرزمینی: ایران نباید تنها به اراضی داخلی خود بسنده کند. سرمایه‌گذاری برای کشت‌های فراسرزمینی در کشورهای همسایه با آب و خاک حاصلخیز، راهکاری هوشمندانه برای دور زدن محدودیت‌های طبیعی داخلی است.
– استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه: تعامل هوشمندانه با همسایگانی چون پاکستان، افغانستان و کشورهای آسیای میانه. ما می‌توانیم با ایجاد زنجیره‌های تامین مشترک، بخش‌هایی از نیازهای خود را از این کشورها تامین کنیم. این تبادلات که اغلب به صورت ریالی یا تهاتر انجام می‌شود، در شرایط تحریم و محاصره، آسیب‌پذیری کمتری نسبت به واردات ارزی از مسیرهای طولانی دریایی دارند.
هـ- اصلاح الگوی مصرف و تکمیل زنجیره ارزش:
یکی از بزرگ‌ترین شکست‌های ما، عدم اصلاح الگوی مصرف در سطح کلان و خرد است.