هفته دولت در فارس؛ فرصت پرسش از وزارت تعاون درباره داراییهای راکد و پروژههای نیمهتمام
حضور وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی بهعنوان نماینده ویژه دولت در جریان افتتاح و بازدید از طرحهای هفته دولت در استان فارس، فرصت مناسبی است تا یک سؤال اساسی و البته جدی از مجموعه تحت مدیریت ایشان مطرح شود: وزارت تعاون و مجموعههای وابسته به آن، برای فعالکردن ظرفیت عظیم داراییها و سرمایههای خود و کمک به تکمیل پروژههای نیمهتمام کشور چه برنامهای دارند؟
در جریان سفر به شهرستانهای مختلف فارس، وزیر تعاون با مجموعهای از طرحها و پروژههای نیمهتمام مواجه خواهد شد؛ پروژههایی که بخشی از آنها به سازمان تأمین اجتماعی، بخشی به صندوق بازنشستگی کشوری و سایر مجموعههای اقتصادی وابسته به این وزارتخانه مربوط است. در حوزه درمان نیز درمانگاهها و بیمارستانهای تأمین اجتماعی در نقاط مختلف کشور وجود دارند که بعضاً سالهاست در انتظار تکمیل و بهرهبرداری هستند.
سؤال اینجاست که چرا مجموعهای با این حجم از دارایی و منابع، نباید بتواند پروژههای نیمهتمام خود را در اولویت قرار دهد و آنها را به سرانجام برساند؟
مسئله فقط پروژههای درمانی نیست. یکی از مجموعههای مهم وابسته به وزارت تعاون، یعنی شرکت هواپیمایی آسمان، با مشکلات مالی و محدودیتهایی برای بازگرداندن هواپیماهای خود به چرخه عملیاتی مواجه است. در عین حال، برآوردهایی درباره حجم قابل توجه داراییهای این شرکت مطرح است. اگر بنگاه اقتصادی دارای چنین حجم از دارایی است، سؤال طبیعی این است که چرا نمیتوان از ظرفیت همین داراییها برای حل مشکلات جاری، نوسازی ناوگان و بازگرداندن سرمایههای راکد به چرخه اقتصادی استفاده کرد؟
همین سؤال را میتوان درباره صندوق بازنشستگی کشوری نیز مطرح کرد. این صندوق و شرکتهای تابعه آن، مجموعه بزرگی از املاک، مستغلات، شرکتها و داراییهای سرمایهای در اختیار دارند. اگر این داراییها بهروز، مولد و فعال نشوند، چه زمانی قرار است از آنها برای تأمین منافع بازنشستگان و کمک به توسعه اقتصادی کشور استفاده شود؟
کشوری که برای تأمین مالی پروژههای بزرگ زیرساختی، از جمله راهآهن و آزادراهها، با محدودیت منابع مواجه است، نمیتواند نسبت به داراییهای عظیم بنگاههای عمومی و صندوقهای بازنشستگی بیتفاوت باشد. انتظار میرود صندوقهای بزرگ کشور به جای پراکندهشدن در دهها و صدها فعالیت کوچک و بنگاهداری کماثر، بخشی از منابع خود را به پروژههای بزرگ، راهبردی و درآمدزا اختصاص دهند؛ پروژههایی که هم برای اقتصاد کشور ارزش افزوده ایجاد میکنند و هم میتوانند در بلندمدت بازده مناسبی برای صاحبان اصلی این منابع، یعنی بازنشستگان، داشته باشند.
مسئله دیگر، تعداد قابل توجهی از شرکتها و طرحهای تولیدی کوچک و متوسطی است که سالها در سبد شرکتهای وابسته به صندوقها باقی ماندهاند. آیا واقعاً مدیریت این همه بنگاه کوچک، وظیفه اصلی صندوق بازنشستگی است؟ یا بهتر نیست این داراییها پس از ارزیابی شفاف و با رعایت ضوابط قانونی، واگذار و منابع حاصل از آن در پروژههای بزرگ و مولد سرمایهگذاری شود؟
سفر وزیر تعاون به فارس نباید صرفاً به افتتاح چند پروژه و بازدید از چند طرح محدود شود. این سفر میتواند به فرصتی برای بازنگری در عملکرد مجموعههای اقتصادی وزارتخانه تبدیل شود.
انتظار از آقای دکتر میدری این است که در کنار بازدید از پروژههای نیمهتمام استان، یک فهرست روشن از پروژههای بلاتکلیف تأمین اجتماعی و صندوق بازنشستگی در فارس تهیه کند؛ مشخص شود هر پروژه چه میزان پیشرفت دارد، چه مقدار منابع برای تکمیل آن نیاز است و چه زمانی به بهرهبرداری خواهد رسید.
همچنین لازم است وزارت تعاون بهصورت شفاف اعلام کند چه میزان دارایی راکد در اختیار مجموعههای تابعه قرار دارد، چه برنامهای برای مولدسازی و واگذاری داراییهای کمبازده دارد و چه سهمی از منابع حاصل از این واگذاریها قرار است به پروژههای بزرگ زیرساختی و راهبردی کشور اختصاص یابد.
هفته دولت فرصتی برای افتتاح است؛ اما مهمتر از افتتاح، پاسخگویی درباره پروژههایی است که سالها منتظر افتتاح ماندهاند. وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی اکنون میتواند نشان دهد که حضورش در فارس صرفاً یک مأموریت تشریفاتی نیست، بلکه آغاز یک برنامه جدی برای تعیین تکلیف داراییهای راکد، پروژههای نیمهتمام و بنگاههای کمبازده مجموعه تحت مدیریت این وزارتخانه است.
اگر قرار است دولت با کمبود منابع، پروژههای بزرگ کشور را به سرانجام برساند، نمیتوان از ظرفیت دهها هزار میلیارد تومان دارایی مجموعههای عمومی و صندوقهای بازنشستگی چشم پوشید. این داراییها متعلق به مردم و بهویژه میلیونها بازنشسته است و باید از داراییهای منفعل به سرمایههای مولد تبدیل شود.
جعفر قادری
نظرات