از «بنگاهداری» به «بنگاهسازی»
تهیه کننده: جعفر قادری
بازتعریف نقش بانکها در توسعه صنعتی و جهش تولید ملی
مقدمه: ضرورت عبور از بانکداری منفعل به بانکداری توسعهگرا
یکی از مهمترین چالشهای اقتصاد ایران در دهههای اخیر، شکاف میان نظام مالی و بخش واقعی اقتصاد بوده است. در حالی که تولیدکنندگان از کمبود سرمایه، دشواری دسترسی به منابع مالی و هزینه بالای تأمین مالی گلایه دارند، بخش قابل توجهی از منابع بانکی یا در داراییهای غیرمولد قفل شده یا در قالب تسهیلاتی تخصیص یافته که بازدهی اقتصادی مطلوبی ایجاد نکردهاند.
در چنین شرایطی، نظام بانکی نه توانسته نقش مؤثری در توسعه صنعتی ایفا کند و نه توانسته بازده مناسبی برای سهامداران و سپردهگذاران خود ایجاد نماید. نتیجه این وضعیت، شکلگیری چرخهای از مطالبات معوق، پروژههای نیمهتمام، بنگاههای کمبازده و کاهش سهم سرمایهگذاری مولد در اقتصاد بوده است.
ریشه این مشکل را باید در مدل سنتی بانکداری جستوجو کرد؛ مدلی که بانک را صرفاً به یک واسطه مالی میان سپردهگذار و وامگیرنده تبدیل کرده و مسئولیت موفقیت یا شکست پروژه را به طور کامل بر عهده دریافتکننده تسهیلات گذاشته است.
امروز اقتصاد ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند گذار از «بانکداری مبتنی بر تسهیلات» به «بانکداری مبتنی بر توسعه» است؛ گذاری که میتوان آن را با مفهوم «بنگاهسازی» تبیین کرد.
۱. آسیبشناسی مدل فعلی؛ چرا تسهیلات به تولید منجر نمیشود؟
مدل رایج تأمین مالی در کشور بر پایه اعطای تسهیلات استوار است. در این مدل بانک منابع را پرداخت میکند و پس از آن صرفاً به دنبال بازگشت اصل و سود تسهیلات است.
این الگو با چند مشکل ساختاری روبهروست:
الف) جدایی منافع بانک از موفقیت پروژه
بانک پس از پرداخت تسهیلات، در سودآوری واقعی پروژه نقشی ندارد. حتی در بسیاری موارد، اگر پروژه شکست بخورد اما وثایق کافی وجود داشته باشد، بانک متضرر نمیشود.
در نتیجه انگیزهای برای نظارت تخصصی، ارتقای بهرهوری یا کمک به توسعه بازار محصول وجود ندارد.
ب) افزایش ریسک برای تولیدکننده
تولیدکننده باید هم ریسک بازار را بپذیرد و هم اقساط سنگین بانکی را پرداخت کند. در اقتصادی که با تورم، نوسان نرخ ارز و تغییرات مقررات مواجه است، این ریسکها گاه از توان بخش خصوصی خارج میشود.
ج) هدایت سرمایهها به بازارهای غیرمولد
زمانی که بازده فعالیتهای غیرمولد از فعالیتهای تولیدی بیشتر باشد، سرمایهگذاران ترجیح میدهند به جای احداث کارخانه یا توسعه کسبوکار، منابع خود را در زمین، مسکن، ارز، طلا یا سایر داراییها نگهداری کنند.
د) شکلگیری مطالبات معوق
بخش مهمی از مطالبات غیرجاری بانکها حاصل پروژههایی است که در زمان اجرا با مشکلات اقتصادی یا مدیریتی مواجه شدهاند. این وضعیت منابع بانکی را قفل و قدرت تسهیلاتدهی را کاهش میدهد.
۲. بنگاهسازی؛ الگویی نوین برای بانکداری توسعهای
در مقابل مدل سنتی، الگوی «بنگاهسازی» قرار دارد.
در این رویکرد، بانک به جای آنکه صرفاً وامدهنده باشد، نقش یک سرمایهگذار توسعهای را بر عهده میگیرد.
هدف، مالکیت دائمی بنگاه نیست؛ بلکه خلق بنگاههای جدید، رساندن آنها به مرحله بهرهوری و سپس واگذاری آنها به بخش خصوصی و بازار سرمایه است.
در واقع تفاوت اساسی میان بنگاهداری و بنگاهسازی در همین نقطه قرار دارد:
بنگاهداری یعنی نگهداری طولانیمدت شرکتها و داراییها.
بنگاهسازی یعنی ایجاد، رشد و واگذاری بنگاههای اقتصادی.
بانک در این مدل شبیه یک «شتابدهنده صنعتی» یا «صندوق توسعهای بزرگ» عمل میکند.
۳. چرخه عملیاتی بنگاهسازی بانکی
مرحله اول: شناسایی فرصتهای راهبردی
بانکها با کمک مطالعات اقتصادی و صنعتی، حوزههای دارای مزیت را شناسایی میکنند و از طریق شرکتهای تخصصی یا صندوقهای پروژه، زیرساختهای لازم را ایجاد میکند و پروژه را تا مرحله بهرهبرداری پیش میبرد.
مرحله سوم: بهرهورسازی و تثبیت عملیات
در این مرحله مهمترین ارزش افزوده ایجاد میشود.
بانک با استفاده از مدیران حرفهای، فناوری مناسب، نظام کنترل هزینه و شبکههای بازاریابی، بنگاه را به سودآوری پایدار میرساند.
مرحله چهارم: واگذاری از طریق بازار سرمایه
پس از رسیدن بنگاه به بلوغ اقتصادی، سهام آن از طریق بورس یا فرابورس عرضه میشود.
در این مرحله:
مردم مالک بنگاه میشوند.
بازار سرمایه عمق بیشتری پیدا میکند.
منابع بانک آزاد میشود.
مرحله پنجم: تکرار چرخه توسعه
سرمایه آزادشده دوباره وارد پروژههای جدید میشود و چرخه توسعه تکرار میگردد.
به این ترتیب بانک به جای آنکه منابع خود را در داراییهای راکد حبس کند، به موتور دائمی خلق ارزش تبدیل میشود.
۴. تجربه کشورهای موفق
بررسی تجربه کشورهای صنعتی نشان میدهد که تقریباً هیچ کشوری بدون وجود نهادهای مالی توسعهگرا صنعتی نشده است.
بانکهای توسعهای در کشورهای شرق آ
از «بنگاهداری» به «بنگاهسازی»
تیر ۱۱, ۱۴۰۵
15 بازدید
نظرات