. این مردم امروز بیش از هر چیز به مسکن، ثبات اقتصادی و امکان ساختن یک زندگی معمولی نیاز دارند؛ نه وعدههای تازه و نه نمایشهای مدیریتی.
اگر دولت واقعاً به دنبال کاهش فشار اقتصادی بر مردم است، یکی از کمهزینهترین و در عین حال مؤثرترین اقدامات، میتواند آزاد کردن ظرفیت زمین کشور برای خانهسازی باشد.
در شهرهای کوچک، شهرهای متوسط و روستاها باید موانع غیرضروری توسعه محدودهها برطرف شود. زمینهای مناسب باید شناسایی و در چارچوب قانون در اختیار متقاضیان قرار گیرد. فرآیند الحاق اراضی باید تسهیل شود و دستگاههای مسئول نباید با تفسیرهای محدودکننده، فرصت خانهدار شدن مردم را از بین ببرند.
دولت شاید نتواند امروز برای همه متقاضیان وام سنگین و ارزانقیمت فراهم کند، اما میتواند زمین را از انحصار بروکراسی خارج و در اختیار مردم قرار دهد.
و این اقدام، اگر با تسهیل مجوزها، تأمین زیرساخت و تأمین مالی مرحلهای همراه شود، میتواند بخش قابل توجهی از بحران مسکن را مهار کند.
بحران مسکن اگر مدیریت نشود، فقط قیمت خانه بالا نمیرود؛ سن ازدواج بالا میرود، فرزندآوری کاهش مییابد، مهاجرت و حاشیهنشینی افزایش پیدا میکند، فشار روانی خانوادهها بیشتر میشود و سرمایه اجتماعی آسیب میبیند.
به همین دلیل، دولت و مجلس باید مسکن را از یک موضوع فرعی و اداری خارج و آن را به عنوان یک اولویت ملی و فوری در دستور کار قرار دهند.
امروز دیگر زمان آزمون و خطا نیست.
اگر سیاست فعلی جواب نمیدهد، باید اصلاح شود؛ اگر مدیریت موجود توان حل مسئله را ندارد، باید تغییر کند؛ اگر منابع مالی محدود است، باید از ظرفیت زمین استفاده شود؛ و اگر مردم توان خرید خانه ندارند، باید شرایطی فراهم شود که دستکم بتوانند زمین داشته باشند و خودشان خانه بسازند.
مسکن حق طبیعی یک خانواده برای داشتن یک زندگی شرافتمندانه است؛ این حق را نمیتوان با وعدههای بیپایان به آینده موکول کرد.
نظرات