راهکارهای جایگزین برای مدیریت مصرف بنزین؛ بدون افزایش قیمت
در شرایطی که کشور با ناترازی بنزین و افزایش هزینههای تأمین و واردات آن مواجه است و همزمان بحثهایی درباره افزایش قیمت بنزین، کاهش سهمیهها یا اصلاح نظام توزیع سوخت مطرح شده، به نظر میرسد پیش از حرکت به سمت افزایش قیمت، میتوان مجموعهای از سیاستهای هدفمند را اجرا کرد که هم مصرف بنزین را کاهش دهد و هم فشار کمتری بر خانوارها وارد کند.
نخست، سهمیهبندی باید از «خودرو» به سمت «خانوار» اصلاح شود. در شرایط فعلی، خانوادهای که چند خودرو دارد، عملاً برای هر یک خودرو فرد سهمیه دریافت میکند؛ در حالی که ممکن است تعداد خودروهای یک خانواده با تعداد اعضای آن تناسبی نداشته باشد و همه اعضای خانوار خودرو داشته باشند. میتوان سهمیه را بهگونهای تنظیم کرد که برای هر خانوار، حداکثر به حدود نیمی از اعضای خانواده خودرو سهمیهبگیر تعلق گیرد. برای مثال، یک خانواده دو نفره یک خودرو، خانواده چهارنفره دو خودرو سهمیه دریافت کند. اگر اعضای خانوار فرد باشد برای خودرو مازاد بر نصف، نیمی از سهمیه یک خودرو سهمیه دریافت کند. این سیاست هم عدالت بیشتری ایجاد میکند و هم انگیزه برای نگهداری چندین خودروی کماستفاده را کاهش میدهد.
دوم، سهمیه خودروهای خارجی باید متناسب با ارزش و توان اقتصادی آنها تعیین شود. منطقی نیست خودرویی با ارزش چندین برابر یک خودروی داخلی، از همان میزان یارانه سوخت برخوردار باشد. میتوان برای خودروهای خارجی سقف سهمیه تعیین کرد و خودروهای لوکس و گرانقیمت را از سهمیه کامل خارج کرد. البته خودروهای خارجی اقتصادی که از نظر قیمت در محدوده خودروهای داخلی قرار دارند، میتوانند سهمیهای مشابه خودروهای داخلی دریافت کنند. این روش، یارانه بنزین را از خودروهای برخوردار به سمت مصرفکنندگان عادیتر هدایت میکند.
سوم، برای خودروهای فرسوده و آلاینده باید سقف سهمیه مشخص تا مسیر خروج از چرخه مصرف سرعت بگیرد. یکی از عوامل مهم آلایندگی، تردد خودروهایی است که آلایندگی زیادی تولید میکنند. بنابراین سهمیه این خودروها باید بهتدریج کاهش یابد و همزمان مشوقهای جدی برای اسقاط و جایگزینی آنها در نظر گرفته شود. بدون حل مسئله خودروهای فرسوده، پرمصرف و آلاینده، هر سیاست قیمتی و غیرقیمتی برای بنزین، تنها بخشی از مشکل را حل خواهد کرد.
چهارم، حملونقل عمومی باید به ابزار اصلی کاهش مصرف تبدیل شود. اگر دولت انتظار دارد مردم کمتر از خودروی شخصی استفاده کنند، باید جایگزین مناسبی در اختیار آنها قرار دهد. استفاده از اتوبوس و قطار شهری میتواند برای شهروندان رایگان یا بسیار ارزان شود و در مقابل، دولت هزینه آن را از محل صرفهجویی در مصرف و واردات بنزین تأمین کند. همچنین باید به شهرداریهای کوچک و دهیاریهای بزرگ برای تأمین ون، مینیبوس و اتوبوس کمک شود تا حتی در شهرهای کوچک و روستاهای پرجمعیت نیز حملونقل عمومی قابل اتکا شکل بگیرد.
پنجم، استفاده از سوختهای جایگزین باید اقتصادیتر شود. در کنار توسعه حملونقل عمومی، میتوان استفاده از CNG را برای خودروهای واجد شرایط رایگان یا بسیار کمهزینه کرد. اگر بخشی از سفرهای درونشهری از بنزین به CNG منتقل شود، فشار بر شبکه تأمین بنزین نیز کاهش خواهد یافت.
ششم، به جای افزایش عمومی قیمت بنزین، باید از ابزار عوارض جادهای استفاده کرد. اگر دولت برای تأمین هزینه واقعی سوخت، حملونقل و نگهداری زیرساختها نیازمند منابع بیشتری است، میتواند برای جادههای مختلف عوارض متناسب با میزان استفاده و نوع خودرو تعیین کند. خودروهای ارزانقیمت، عمومی و حملونقل جمعی میتوانند از این عوارض معاف یا مشمول تخفیف قابل توجه باشند، اما خودروهای شخصی، بهویژه خودروهای گرانقیمت و پرمصرف، متناسب با ارزش و میزان استفاده خود عوارض بیشتری پرداخت کنند.
مجموع این سیاستها میتواند بدون شوک قیمتی به جامعه، دو هدف را همزمان دنبال کند: کاهش مصرف بنزین و تأمین بخشی از هزینههای واقعی دولت. اصلاح نظام سهمیهبندی، محدود کردن یارانه خودروهای لوکس، آلاینده و فرسوده، توسعه حملونقل عمومی و اعمال عوارض هوشمند، میتواند بسیار عادلانهتر از افزایش یکباره قیمت بنزین باشد. اصلاح قیمت، اگر روزی ضرورت پیدا کند، باید آخرین حلقه زنجیره اصلاحات باشد، نه نخستین و آسانترین راهحل.
راهکارهای جایگزین برای مدیریت مصرف بنزین؛ بدون افزایش قیمت
مرداد ۲۳, ۱۴۰۵
9 بازدید
نظرات