رساخت سرمایهگذاری» در صنعت برق است، نه یک تشکیلات اداری اضافی.
خاموشی فقط نتیجه کمبود مگاوات نیست
ممکن است تصور کنیم اگر امروز مثلاً چند هزار مگاوات به ظرفیت تولید کشور اضافه شود، مسئله برق حل خواهد شد.
اما اگر ساختار اقتصادی صنعت برق اصلاح نشود، دوباره چند سال بعد با همان مشکل مواجه خواهیم شد.
مسئله اصلی فقط تعداد نیروگاهها نیست؛ مسئله، کیفیت حکمرانی صنعت برق نیز هست.
وقتی سرمایهگذار خصوصی امنیت قرارداد، امکان بازگشت سرمایه و قواعد شفاف بازار را نداشته باشد، سرمایهگذاری کاهش پیدا میکند. وقتی سرمایهگذاری کاهش پیدا کند، ظرفیت جدید ایجاد نمیشود. وقتی ظرفیت جدید ایجاد نشود، فاصله میان عرضه و تقاضا افزایش مییابد و نتیجه آن چیزی جز ناترازی و خاموشی نخواهد بود.
از همین رو، نهاد تنظیمگر مستقل را باید یکی از حلقههای زنجیره حل ناترازی برق دانست.
وقت آن است که این پرونده بسته شود
اکنون که کشور با ناترازی جدی برق و آثار اقتصادی و اجتماعی خاموشیها مواجه است، ادامه بلاتکلیفی در موضوع نهاد تنظیمگر قابل دفاع نیست.
دولت باید تکلیف قانونی خود در برنامه هفتم را جدی بگیرد و در سریعترین زمان ممکن، اقدامات قانونی لازم برای ایجاد نهادهای تنظیمگر را انجام دهد.
در خصوص برق نیز مجلس نباید اجازه دهد اختلافات شکلی یا میان کمیسیونهای تخصصی، مانع رسیدگی به موضوعی شود که سالها در دستور کار نظام قانونگذاری کشور بوده است.
طرح تأسیس نهاد مستقل تنظیمگر بخش برق باید هرچه سریعتر تعیین تکلیف شود و اگر نیاز به اصلاحاتی دارد، این اصلاحات در فرآیند بررسی مجلس انجام شود؛ اما اصل موضوع نباید بیش از این معطل بماند.
صنعت برق برای توسعه به سرمایه نیاز دارد؛ سرمایه برای ورود به این صنعت به اعتماد نیاز دارد؛ و اعتماد بدون قواعد پایدار، شفاف و قابل پیشبینی شکل نمیگیرد.
نهاد تنظیمگر مستقل دقیقاً برای ایجاد همین اعتماد است.
بنابراین اگر امروز به دنبال ریشهیابی خاموشیهای برق هستیم، نباید فقط به کمبود نیروگاه، سوخت یا افزایش مصرف نگاه کنیم. یکی از حلقههای مفقوده این زنجیره، تنظیمگری مستقل، مقتدر و پاسخگو است؛ نهادی که نه نماینده دولت باشد، نه نماینده بخش خصوصی، بلکه داور منصف بازار و حافظ منافع عمومی باشد.
حل ناترازی برق از ساخت نیروگاه آغاز میشود، اما با اصلاح حکمرانی صنعت برق و ایجاد تنظیمگری مستقل پایدار خواهد شد.
نظرات