کالبدشکافی ناترازی‌های ساختاری در اقتصاد ایران

خرداد ۱۳, ۱۴۰۵
13 بازدید

کالبدشکافی ناترازی‌های ساختاری در اقتصاد ایران
گاهنوشت ۵: پیچیدگی بروکراسی: محیط کسب‌وکاری که در آن دریافت مجوزها، بیش از خلاقیت، نیازمند صبوری در راهروهای اداری است.
به قلم: جعفر قادری
۱. عارضه‌یابی وضعیت موجود:
نظام اداری فعلی با سهم بالای دولت در اقتصاد، دچار نوعی «فلج تصمیمی» شده است. سلسله‌مراتب طولانی (از روستا تا تهران) و موازی‌کاری نهادهای نظارتی در سه قوه، نه تنها مانع فساد نشده، بلکه با پیچیده کردن فرآیندها، بستر ساز ایجاد امضاهای طلایی و کندی در اجرای پروژه‌های ملی شده است. در واقع، تورم بدنه اداری خود به مانعی برای توسعه تبدیل شده است.
نگاهی به شاخص‌های جهانی نظیر «سهولت محیط کسب‌وکار» (Ease of Doing Business) نشان می‌دهد که رتبه‌ی کشور ما در فرآیندهایی مثل صدور مجوزها، با پتانسیل‌های واقعی اقتصاد ایران فرسنگ‌ها فاصله دارد. سیستم اداری «فلج»، مستقیماً باعث جهش «هزینه مبادله» (Transaction Cost) شده است. وقتی چرخ‌دنده‌های اداری زنگ‌زده باشند، انرژی و سرمایه‌ی فعال اقتصادی پیش از رسیدن به مرحله تولید، در اصطکاک با بدنه بروکراتیک مستهلک می‌شود.
۲. راهکارهای کلیدی برای برون‌رفت از بن‌بست بروکراتیک:
– تمرکززدایی و تفویض اختیار واقعی: انتقال قدرت تصمیم‌گیری از پایتخت به استان‌ها و تقویت جایگاه استانداران و مدیران اجرایی محلی. لایه نظارتی مجلس نیز باید بر تقویت ساختار اداری استان‌ها متمرکز شود تا پاسخگویی در همان سطح محلی محقق گردد.
– چابک‌سازی از طریق ادغام: پایان دادن به حیات تشکیلات موازی که وظایف مشابهی دارند. ادغام نهادهای هم‌عرض، علاوه بر کاهش هزینه‌های جاری، اصطکاک بین دستگاهی را به حداقل می‌رساند.
– خروج دولت از تصدی‌گری: دولت باید از ردای «مجری» خارج شده و در جایگاه «ناظر و سیاست‌گذار» قرار گیرد. واگذاری کامل امور اجرایی و تصدی‌گری به بخش خصوصی، موتور محرک اقتصاد خواهد بود.
– حکمرانی هوشمند و حذف واسطه‌های انسانی: بهره‌گیری حداکثری از زیرساخت‌های فناوری اطلاعات (IT) برای انجام غیرحضوری امور. دیجیتالی شدن فرآیندها یعنی شفافیت مطلق؛ چرا که الگوریتم‌ها نه رشوه می‌پذیرند و نه در پیچ و خم اداری گیر می‌کنند!
قوانینی همچون «قانون تسهیل صدور مجوزها» نباید تنها به عنوان یک دستورالعمل اداری دیده شوند؛ این قوانین در واقع حکم «روغن‌کاری چرخ‌های اقتصاد» را دارند تا سرعت حرکت از ایده به محصول را افزایش دهند. تا زمانی که سیستم اداری روان نشود، بهترین مشوق‌های مالیاتی و تسهیلات بانکی هم اثرگذار نخواهند بود.
۳. پیامدهای مثبت راهبردی:
اجرای این اصلاحات، رتبه ایران را در شاخص‌های بین‌المللی «سهولت کسب‌وکار» (Ease of Doing Business) به شدت ارتقا داده و امنیت روانی برای سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی ایجاد می‌کند. نتیجه نهایی، جلوگیری از فرار سرمایه و تبدیل شدن نظام اداری به بالی برای پرواز اقتصاد خواهد بود، نه وزنه ای بر پای آن.
تمرکز قدرت در پایتخت، ریشه‌ی بسیاری از ناترازی‌های جمعیتی است. راهکار کلیدی، تفویض اختیار واقعی به استان‌هاست؛ اما این تفویض اختیار نیازمند یک «ستون فقرات زیرساختی» است:
– اتصال مویرگی ریلی: اگر کشور با یک شبکه ریلی مدرن و پرسرعت به صورت مویرگی به هم وصل شود، دیگر نیازی به تمرکز جمعیت و ادارات در چند کلان‌شهر نیست.
– عدالت در آبادانی: با ترکیب «خدمات دولت الکترونیک» و «شبکه حمل‌ونقل ریلی»، می‌توان جمعیت را در سطح کشور توزیع کرد. این اقدام، آبادانی را به جای شهر محور بودن، «پهنه محور» می‌کند و از حاشیه‌نشینی در قطب‌های متمرکز می‌کاهد.
۴. حکمرانی هوشمند و نظارت سیستمی:*بهره‌گیری از فناوری اطلاعات، واسطه‌های انسانیِ فسادزا را حذف می‌کند. در یک سیستم هوشمند، نظارت دیگر یک فرآیند «پسینی و قضایی» نیست، بلکه یک کنترل «حین‌العمل و پیشگیرانه» است. سرمایه‌گذاری‌های انجام شده در زیرساخت‌های IT کشور باید از حالت «نمایشی» خارج شده و به بستر اصلی تعامل دولت و ملت تبدیل شوند.
خلاصی از سیستم بروکراتیک فشل، تنها با بخشنامه ممکن نیست؛ بلکه مستلزم مثلث «تفویض اختیار به استان‌ها»، «روغن‌کاری چرخ اقتصاد با قوانین تسهیل‌گر» و «اتصال زیرساختی (ریلی و دیجیتال)» برای توزیع متوازن ثروت و جمعیت است. این تنها راه نگهداری سرمایه در داخل و ارتقای شاخص‌های رفاه ملی است.