گزارش وضعیت و راهبرد اجرایی طرح انتقال آب از خلیج فارس

مهر ۹, ۱۴۰۵
16 بازدید

گزارش وضعیت و راهبرد اجرایی طرح انتقال آب از خلیج فارس

در بررسی آخرین وضعیت طرح انتقال آب از خلیج فارس، با هدف تسریع در بهره‌برداری و کاهش هزینه‌های سرمایه‌گذاری، راهبرد جدیدی در اولویت‌بندی مراحل اجرایی طرح اتخاذ شده است. بر این اساس، در مقطع فعلی اولویت اصلی، تکمیل واحد آب‌شیرین‌کن در بندر پارسیان است و اجرای خطوط جدید انتقال آب تا حد امکان به مراحل بعد موکول خواهد شد. این واحد هم‌اکنون نزدیک به ۵۰ درصد پیشرفت فیزیکی دارد.

بر همین اساس، تلاش می‌شود با پیگیری و فراهم‌کردن تسهیلات ریالی و ارزی، منابع مالی مورد نیاز سرمایه‌گذار تأمین شود تا واحد آب‌شیرین‌کن در کوتاه‌ترین زمان ممکن تکمیل و وارد مدار شود. اهمیت این رویکرد در آن است که پس از تولید آب در پارسیان، سرمایه‌گذار می‌تواند بدون نیاز به احداث حتی یک متر خط لوله جدید، از ظرفیت خطوط انتقال موجود برای عرضه و فروش آب استفاده کند.

در این چارچوب، ظرفیت خطوط موجود در مسیرهای گچساران–بوشهر، کازرون–بوشهر، بوشهر–پارسیان، پارسیان–بندر لنگه و پارسیان–لامرد می‌تواند در قالب تهاتر و سوآپ آب مورد استفاده قرار گیرد. در نتیجه، به جای انتقال آب از منابع داخلی به سمت سواحل، امکان معکوس‌کردن جریان خطوط موجود فراهم می‌شود؛ به‌گونه‌ای که حدود ۱۲۰ میلیون مترمکعب آب مربوط به مسیر گچساران در گچساران باقی مانده و معادل آن آب شیرین‌شده از پارسیان به سمت گچساران منتقل شود. همچنین حدود ۳۰ میلیون مترمکعب آب مربوط به مسیر کازرون-بوشهر در کازرون باقی می‌ماند و آب مورد نیاز از طریق شبکه موجود تأمین خواهد شد.

با اجرای این سازوکار، سرمایه‌گذار عملاً می‌تواند به جای انتقال آب از گچساران و کازرون به سواحل، در گچساران حدود ۲۴۰ میلیون مترمکعب و در کازرون حدود ۶۰ میلیون مترمکعب ظرفیت آب قابل عرضه ایجاد کند و همزمان در طول مسیرهای پارسیان–بوشهر، بوشهر–گچساران، بوشهر–کازرون، پارسیان–بندر لنگه و پارسیان–لامرد نیز به متقاضیان، آب تحویل  دهد.

در مراحل بعدی، توسعه خط انتقال از پارسیان به سمت لار، خنج و اوز دنبال خواهد شد. با اتصال این خط به شبکه‌های موجود در لار، گراش، اوز و خنج، امکان تأمین آب این مناطق از دریا فراهم می‌شود. همچنین در فاز بعد، می‌توان به جای تکمیل خط لوله حدفاصل اوز تا سد سلمان فارسی، خط انتقال سد سلمان فارسی–شیراز را در اولویت قرار داد و از طریق مکانیزم تهاتر، تخصیص‌های آب شهرهای خنج، گراش، اوز و لار از سد سلمان فارسی را به شیراز منتقل و در مقابل، آب شیرین‌شده خلیج فارس را به این شهرها اختصاص داد.

بدین ترتیب، با استفاده حداکثری از شبکه‌های موجود و سازوکار تهاتر و سوآپ آب، می‌توان بدون احداث همزمان تمامی خطوط، بخش قابل توجهی از مسیر پارسیان تا شیراز و خود شهر شیراز را تحت پوشش قرار داد. در ادامه نیز خط انتقال از شیراز به سمت شمال استان توسعه یافته و حتی مناطقی مانند نی‌ریز که مستقیماً در مسیر خط قرار ندارند، از طریق تهاتر با شبکه‌های انتقال آب یزد و کرمان قابل تأمین خواهند بود؛ برای نمونه، می‌توان آب مورد نیاز نی‌ریز را از شبکه‌ استان یزد دریافت و در مقابل، در مناطقی مانند ابرکوه آب مورد نیاز شبکه‌های متناظر را تأمین کرد.

این رویکرد، طرح انتقال آب را از یک پروژه صرفاً خطی و وابسته به احداث همزمان خطوط طولانی، به یک شبکه منعطف منطقه‌ای مبتنی بر تولید، انتقال، تهاتر و سوآپ آب تبدیل می‌کند؛ شبکه‌ای که علاوه بر بخش عمده استان فارس، قابلیت خدمت‌رسانی به بخش‌هایی از هرمزگان(پارسیان و بندر لنگه)، بخش‌های مرکزی و شرقی استان بوشهر، کهگیلویه و بویراحمد (گچساران)، یزد(ابرقو) و مناطق غربی فارس از جمله کازرون را نیز خواهد داشت.

جمع‌بندی: اولویت فعلی باید تکمیل سریع آب‌شیرین‌کن پارسیان و تأمین مالی آن باشد؛ زیرا با بهره‌برداری از این واحد، می‌توان پیش از سرمایه‌گذاری سنگین برای احداث خطوط جدید، از ظرفیت شبکه‌های موجود استفاده کرد و از طریق تهاتر و سوآپ، آب را در نقاط مختلف جابه‌جا نمود. این راهبرد می‌تواند زمان اجرای طرح را کاهش داده، هزینه سرمایه‌گذاری اولیه را کنترل کرده و امکان تأمین آب برای بخش قابل توجهی از استان فارس و مناطق پیرامونی را فراهم کند.

جعفر قادری